چهارشنبه

طنيده ياد تو در تار و پودم


طنيده ياد تو در تار و پودم
بود لبريز از عشقت وجودم
تو بودم كردي از نابودي و با مهرپروردي
فداي نام تو بود و نبودم
تو بودم كردي از نابودي و با مهرپروردي
فداي نام تو بود و نبودم

ای هوای دیدنت سوز آه من


ای هوای دیدنت سوز آه من
گوشه ابروی تو قبله گاه من
کشته این حسرتم کز چه رو ای گل
چهره پنهان می کنی از نگاه من
به جلوه خود نازنین یارا
شبی بیارا خلوت ما را





ای نگاه آسمانی


با یادت سرمستم ای نگاه آسمانی
یادم کن تا هستم ای امید زندگانی
تا به هر ترانه
می کشد زبانه
شور عاشقانه من
با تو خزان من بهاران
با تو شبم ستاره باران از نورافشانی
چه بخواهی چه نخواهی
دل عاشق ره تو پوید به هر نشانی
چه شود گر بازآیی چون نفس باد سحر
می رسدم جان دگر
دیده کشد سوی تو پر
همسفرم شو که می توانی
پر و بالم را با دیدارت کی بگشایی؟
تب و تابم را با لبخندت کی بنشانی؟



سهم من و تو


سهم تو
شوق دلم
مستی من
از نفس باور عشق
در نوازشگری خاطره ات
سهم من
آمدن حس نیاز
این اسارتگر بستان وجود
در پی جستن تصویر نهان
از گهر هم نفسی
سهم تو
حس تلاطم
غزل موج غرور
سفر ابر ملالت زده
در زمزمه بارش چشم
سهم من
رخوت هم فاز شدن
با تپش آینه ات
شعله لحظه دلباختنت
از نگه قاتل من
سهم تو
شعر تب غرق شدن
آمدن فصل نیاز
مردن از سوختن و
زنده شدن در شب راز
سهم من
لمس نگاهت
گذر پیچک عشق
دور این قامت من
در پی تسخیر دلم

دیدی که رسوا شد دلم



دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دل
بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی
بر زلف او عاشق شدم
عاشق شدم

ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند

از گل شنیدم بوی او
مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او
در کوی جان منزل کند

دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم

سه‌شنبه

دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه


اگه یه روز بری سفر بری ز پیشم بیخبر
اسیر رویا ها میشم دوباره باز تنها میشم
به شب میگم پیشم بمونه
به باد میگم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری
که توش منو تنها نذاری
اگه فراموشم کنی ترک آغوشم کنی
پرنده دریا میشم تو چنگ موج رها میشم
به دل میگم خاموش بمونه
میرم که هر کسی بدونه
میرم به سوی اون دیاری
که توش منو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو توگوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه
بذاره دردت جابجا شه
بره توی تموم جونم
تا باز برات آواز بخونم
اگه میخوای باهم باشیم یار یکدیگر باشیم
مثال ایوم قدیم بشینیمو سحر پاشیم
باید دلت رنگی بگیره
دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری
که توش منو تنها نذاری
اگه میخوای پیشم بمونی بیا تا باقیه جوونی
بیا تا پوست و استخونه نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگی بگیره
دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری
که توش منو تنها نذاری



عشق آمد و خيمه زد به صحراي دلم

ت

عمري پي تو گشتم حالا تورا دارم . . .
چرا كسي حال منو نميدونه . . .

وقتي تو رو دارم احساس ميكنم دنيا مال منه

اي عشق اگر به فرياد دل من نرسي
پس
 واي دلم
واي دلم
واي دلم

عشق آمد و خيمه زد به صحراي دلم
واي دلم
واي دلم
واي دلم

ساقي بيا منو ببر نوازشم كن
دلم آغوش بي دغدغه مي خواد

ميدوني تو دنيا غير تو ندارم
اگه بخواي دلم رو به زير پات ميذارم

كوچولوي زردم قناري
اي دواي دردم قناري
چرابي قراري قناري
عاشق بهاري قناري

دوست دارم درآغوشت بميرم
اين كف خواستمه از ساقي . . .

اونقدر عاشقت مي كنم كه راه خونه رو گم كني ساقي . . .

ساقي دوباره شروع شد
دلم
دلم
دلم

نگيده